نیم نگاهی از شهر لبخندها
خنده بر هر درد بی درمانی دواست ، حتی مشكلات جامعه

بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 22 فروردین 1390

همه فارسی زبانان و حتی ترک زبانان شخصیت مولانا را می شناسند و بسیار محترم می شمارند ، مسئولین ترکیه حتی مقبره 11 نسل از نوادگان مولانا را به عنوان مکان های توریستی تاپ معرفی می کنند و سالانه درامدی کسب می کنند .

من 25 سال دارم و بیش از 15 بار به سلطانیه سفر کردم و در این 15 بار حتما گنبد سلطانیه را دیده ام و هر سری نیز نکات قابل توجه و تاملی را مشاهده کرده ام اما فقط 3 بار از مقبره چلبی اغلو دیدن کردم به عبارت بهتر این مجموعه در زمان بازدید من از شهر سلطانیه فقط 3 بار و آن نیز به واسطه مراسمی که در آنجا برگزار شده بود باز بوده.

مقبره چلبی اغلو

جالب تر انکه کلی حرف و حدیث که این مکان متعلق به کیست و به چه منظور ساخته شده است.

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی میراث جهانی سلطانیه:

"سلطان محمد خدابنده در زمان پادشاهیش در شهر سلطانیه فرمان دارد تا هر یك از بزرگان قوم  و رجال بر جسته و وزرا محله ای بنام خود كه دارای مسجد – خانقاه – دارالتربیه ( مدرسه ) و دارالشفا ( بیمارستان ) دارالضیافه ( مهمانسرا ) باشد ساخته و همچنین خانه های مسكونی برای سكونت تمام افرادی كه از شهر های مختلف ایران بدانجا سوق داده می شوند آماده و تهیه گردد واینكار به سرعت صورت عمل بخود گرفت و محل های آبرومند و زیبائی كه دارای همه گونه و سائل رفاهی بود فراهم شده ، منجمله چلبی اوغلو كه یكی از وزرای مغولی شاه بود محله ای در نزدیكی آرامگاه سلطان محمد خدابنده در نظر گرفت و  مقبره ای برای خود ساخت . پس از حمله تیمور لنگ و خرابی شهر سلطانیه فقط بقایایی عمارت چلبی اوغلو بر پا بود كه در اثر مرور زمان و حوادث جوی مقدار زیادی از آن خراب شد و ویران گشته ولی مجموعه بنای مزبور اصالت خود را از دست نداده است . "

به نقل از فصلنامه تخصصی عرفان:

"با تدقیق در منابع، هیچ اثری از شخص یا اشخاصی با نام  چلبی یا چلبی اوغلو ایلخانی نیست كه م تصدی امور اداری و دیوانی باشد تا چه رسد به اینكه او وزیر بوده، چرا كه بود . « ایلخان » در دوره ایلخانی نیز به مانند سابق وزیر ركن دوم ساختار سیاسی ایران بعد از چگونه ممكن است وزیری هرچند كم اهمیت در این دوره وجود داشته باشد، بدون این كه حداقل یكی از منابع به آن اشاره كرده باشند . با در نظر گرفتن تاریخ نگاری همه سو نگران ة
این امر محال م ی نماید. با كمال تأسف « جامع التواریخ » رشیدالدین فضل اله همدانی با تألیف باید اذعان داشت كه مسئولین كنونی میراث فرهنگی سلطانیه بر باور ف وق الذكر اعتقاد پیدا كرده اند. البته این موضوع جز در كتاب جغرافیای تاریخی سلطانیه اثر محمدعلی مخلصی و به تبع آن در رساله ای كوچك در كتابخانه میراث فرهنگی زنجان، مكتوب نیست یا لااقل به رؤیت نگارنده نرسیده است . رسا لة اخیر، در تحقیق تاریخی كاملاً ب ی اساس می باشد مگر بخش مطالعات كالبدی خانقاه كه جنبه تحقیقی داشته دارای اعتبار است."

در این بین نقش مولانا چه می شود؟

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی میراث جهانی سلطانیه:

""چلپی اوغلو" پسر سلطان ولد و نوه ی مولانا شاعر بزرگ ایران بود که در زمان سلطنت سلطان محمد خدابنده این پادشاه مغول در ایران می زیست. سلطان محمد در زمان پادشاهیش در شهر سلطانیه فرمان دارد تا هر یك از بزرگان قوم و رجال بر جسته و وزرا محله ای بنام خود كه دارای مسجد – خانقاه – دارالتربیه ( مدرسه ) و دارالشفا ( بیمارستان ) و دارالضیافه ( مهمانسرا ) باشد ساخته و همچنین خانه های مسكونی برای سكونت تمام افرادی كه از شهر های مختلف ایران بدانجا سوق داده می شوند آماده و تهیه گردد و اینكار به سرعت صورت عمل بخود گرفت و محل های آبرومند و زیبائی كه دارای همه گونه و سائل رفاهی بود فراهم شده ، منجمله چلبی اوغلو كه یكی از وزرای شاه بود محله ای در نزدیكی آرامگاه سلطان محمد خدابنده در نظر گرفت و مقبره ای برای خود ساخت"

به نقل از فصل نامه تخصصی عرفان

"بنا به تصریح افلاكی تذكره نویس مولویه در قرن هشتم هجری پس از غازان خان كه سلطان محمد خدابنده اولجایتو به سریر سلطنت ایلخانی تكیه زد . بعد از اندك مدتی به آیین نماید، حتی به منظور بیرون « سب صحابی كرام » تشیع گر اییده رافضی شد . او قصد داشت آوردن  جسم پا ك صدیق اكبر (ابوبكر) از جنب صدیق اعظمش (پیامبر  اكرم (ص » را فرستاد، نقب زنند . خطبای ممالك روم از ذكر نام مبارك صحابی منع شدند . چون این خبربه پسر و جانشین مولوی سلطان ولد رسید فرزندش اولو عارف چلبی را خوانده به وی گفت :
« راست به اردوی خان برو و آن خر بند ة مسكین را دریاب » و او را از آتش دوزخ برهان . اگرچه این دستور بنا به موانع تقدیر در همان موقع واقع نگشت زیرا سلطان ولد در این هنگام فوت شد، ولی در تاریخ 715 ه. ق. اولو عارف عازم سلطانیه، پایتخت ایلخانان و مقرّ حكومتی اولجایتو گشت چون به ولایت ارزروم رس ید، از سفر آخرت اولجای تو باخبر شد . با این همه به سفرش ادامه داده به سلطانیه رفتدر حالی كه« هنوز اكابر سلطانیه در لباس عزا بودند »  عارف در زاویه  به سماع پرداخت و در دیدارش با بزرگان و ابوسعیدخان به آنها تعزیت گفت..."

پس حضور نوه پسری مولانا مسلم است. من اگر در جایگاه رئیس میراث فرهنگی بودم حتما مراسم بزرگداشت مولوی را در این مکان برگزار می کردم. حتما از شاعران و عارفان و فلاسفه بزرگ دنیا دعوت می کردم که به اینجا بیایند و حتما شرایط خدمات رسانی به شخصیت های عالی را فراهم می کردم.

پس این چلبی ( وزاری مغول شاه ) با چلبی ( نوه مولانا) تفاوت ها بسیار داد چون مولانا مغول نبوده پست بعدی ان موضوع را موشکافانه تر بررسی می کنیم

 




طبقه بندی: عمومی،  گالری تصاویر،  سایت گردی،  ابهر ، 
برچسب ها: سین هشتم، سلطانیه، گنبد، چلبی اغلو، نوه مولانا، مولانا، صوفی، براق بابا، عزیزخانی،
ارسال توسط عزیزخانی
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

شارژ ایرانسل

دانلود

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

خرید اینترنتی

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic