تبلیغات
نیم نگاهی از شهر لبخندها - مطالب ابر ابهر
نیم نگاهی از شهر لبخندها
خنده بر هر درد بی درمانی دواست ، حتی مشكلات جامعه

بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 22 آبان 1392
شش روز پیش این موقع محسن دایی هم رفت پیش حسن ... چقدر غمناک ، بنده خدا چقدر خواهر زاده ها و برادر زاده ها رو دوست داشت از اولین روزی که رفتم دانشگاه بهم می گفت مهندس حامد!!! دلم براش تنگ می شه
خدا روحش رو شاد کنه
من و محسن دایی
این عکس اولین عید بعد از حسنه ( 13 بدر سال 91 )



برچسب ها: ابهر، عزیزخانی،
ارسال توسط عزیزخانی
مدتی اساسی درگیر بحث قابلیت اطمینان یه بخشی از شبکه توزیع برق ولایتمون بودم واقعا انجام یه کار فنی و دقیق و قابل مستند بدون اطلاعات خیلی سخته چرا که بدبختانه بانک اطلاعاتی دقیق  و قابل استنادی از احوالات شبکه برقمون شوربختانه وجود نداره اما و اما و اما گاهی باید بدون هیچ حساب و کتاب کرد .
قابلیت اطمینان در شبکه های توزیع برق
شکر خدا توانیر یه دستورالعمل تدوین کرده خیلی جامع نیست و خیلی کمکم کرد تا با کمک یه کمی چاشنی خلاقیت محاسبات قابلیت اطمینان شبکه با دقت خوبی انجام بدم.



قابلیت اطمینان در شبکه های توزیع برق

قابلیت اطمینان و شبیه سازی با نرم افزار digsilent


محاسبه شاخص های قابلیت اطمینان شبكه های توزیع با اطلاعات محدود



برچسب ها: برق، قابلیت اطمینان، مهندسی برق، ابهر، عزیزخانی،
ارسال توسط عزیزخانی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 15 شهریور 1391

  از بیل گیتس پرسیدند از تو ثروتمند تر هم هست؟

در جواب گفت بله فقط یک نفر.

پرسیدند کی هست؟
 در جواب گفت :  من سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه های در حقیقت طراحی بیل گیتس مردی با سرمایه معادل 140 کشور مایکروسافت را تو ذهنم داشتم پی ریزی میکردم، در فرودگاهی در  نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک  روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد  ندارم برای همین اومدم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه  پر توجه منو دید گفت این روزنامه مال خودت بخشیدمش به خودت بردار برای خودت گفتم آخه من پول خرد ندارم .گفت برای خودت بخشیدمش برای خودت سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همون فرودگاه و همون سالن پرواز داشتم دوباره چشمم به یه مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همون بچه بهم گفت این مجله رو بردار برا خودت گفتم پسرجون چند وقت پیش باز من اومدم یه روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد  اینجا دچار این مسئله میشه بهش میبخشی؟!

 پسره گفت آره من دلم میخواد ببخشم از سود خودمه که میبخشم  به قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من مونده که با خودم فکر کردم خدایا این بر مبنای چه احساسی اینا رو میگه  بعد از 19 سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم تا جبران گذشته رو بکنم  اکیپی رو تشکیل دادم و گفتم برید و ببینید در فلان فرودگاه کی روزنامه  میفروخته. یک ماه و نیم تحقیق کردند متوجه شدند یک فرد سیاه پوست که الان  دربان یک سالن تئاتره خلاصه دعوتش کردن اداره  ازش پرسیدم منو میشناسی؟
گفت بله جناب عالی آقای بیلگیتس معروف که دنیا  میشناسدتون
 بهش گفتم سال ها قبل زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه میفروختی دو بار چون پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا اینکار رو کردی؟
 گفت طبیعی است چون این حس و حال خودم بود

حالا میدونی چه کارت دارم، میخوام اون محبتی که به من کردی رو جبران کنم

جوون پرسید به چه صورت؟

هر چیزی که بخوای بهت میدم

(خود بیلگیتس میگه خود این جوونه وقتی با من صحبت میکرد مرتب میخندید)

پسره سیاه پوست گفت: هر چی بخوام بهم میدی؟

هرچی که بخوای

واقعاً هر چی بخوام؟

بیل گیتس گفت: آره هر چی که بخوای بهت میدم، من به 50 کشور آفریقایی وام داده ام

به اندازه تمام اونا به تو میبخشم

جوون گفت: آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی

گفتم: یعنی چی؟ نمیتونم یا نمیخوام؟

گفت: تواناییش رو داری اما نمیتونی جبران کنی

پرسیدم واسه چی نمیتونم جبران کنم؟

جوون سیاه پوست گفت: فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم

 ولی تو در اوج داشتنت میخوای به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه اصلا جبران نمیکنه.

با این کار نمیتونی آروم بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست!




برچسب ها: عزیزخانی، ابهر، ارکین، بیلگیتس،
ارسال توسط عزیزخانی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 اردیبهشت 1390

میلان شهر بزرگی در ایتالیا و روستای کوچکی در ابهر ، از طرفی مادری می شم بچه میلان یعنی چی یعنی ایتالیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بچگی ها اغلب تابستون ها خونه پدر بزرگم ( در میلان ) چتر بودم خیلی وقته اساسی دلم هوای الاغ سواری کرده دنبال گوسفند ها دویده کنم و دوان دوان بدوم ( انصافی اخر حرف زدن بود) . وقتی دوره بچگی خودم به بچه های امروز رو مقایسه می کنم ، می گم اگر اینا یه الاغ ببیند چی کار می کنند یا مثلا اگر قصد گاو سواری کنند چی می شه اصلا به فکرشون می رسه که می شه ا لاغ رو هم سوار شد یا با گوسفند ها کشتی گرفت؟ بالای درخت بلند گردو رفت ؟ اصلا می دونند کارهای روستایی ها چیه؟ می دونند داس چیه؟

باغ ما بین روستای میلان و ارکین قرار داره به همین دلیل خیلی به این روستاها رفت و امد نداریم اما چند وقت پیش رفتم روستا و خرابه خونه پدر بزرگم رو دیدم خونه خیلی بزرگیه طوری که یه زمانی سه تا خانواده اونجا زندگی می کردن. چندتا از عکسهایی رو که گرفتم رو به عنوان یادگاری از روستای میلان منتشر می کنم که شاید روزگاری از میلان همین عکس ها باقی بمونه شاید...

روستای میلان

این خونه ای که عکسش نیوفتاده و دیوار کوچه محسوب می شه خونه پدر بزرگمه

قسمت بهار نشین خونه و اصطلاحا خونه مهمون یاد درخت سیب و گیلاسی که جلوی این قسمت بود بخیر کندوهای عسل پشت بوم حوض کوچیک کنار خونه

 

این قسمت هم یه جوری ورودی روستا می شه یه زمانی شیبش انگاری خیلی خیلی تند تر بود البته اون موقع ریشه این درخت گردو مشخص نبود . خونه ای هم که دیده همچنان خونه پدر بزرگ است.

 

روستای میلان

نمایی از باغچه داخل خونه به باغچه بیرون خونه دنیایی از درخت های گردو تو باغچه بیرونیه همش هم برای حاج ولی می باشد ...

قسمت راست بهار نشینه ، وسط طویله است و چپ هم لونه مرغها و تنور پخت نون ( کشته مرده نون های مادر بزرگم - بهش می گیم آبجی - هستم  البته قدیم این کوه نقش ساعت رو بازی می کرده و اهالی روستاهای خلیفه حصار و میلان و ارکین یه بخشی از تنظیمات زمانیشون رو به کمک این سایه این کوه انجام می دادند)

روستای میلان

خونه سمت چپی خونه حاج ولی و خونه سمت راستی اگر اشتباه نکنم خونه مش تقی بود

یادش بخیر چه دورانی بود




طبقه بندی: عمومی،  گالری تصاویر،  سایت گردی،  ابهر ، 
برچسب ها: میلان، ارکین، ابهر، حامد، عزیزخانی، azizkhani، abhar،
ارسال توسط عزیزخانی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 23 فروردین 1390

این تحلیل یه وبلاگ نویس بسیار سادست ...

اولین منبع ویکی پدیاست:

"حسام الدین حسن چلبی اورموی (چلبی اوغلو) از عارفان و ارباب طریقت و از جمله اخی‌ها و فتیان که از سال ۶۶۲ تا ۶۷۲ هجری قمری مصاحب و همنشین مولوی بود و بوجود آمدن مثنوی معنوی یادگار این دوره‌است و حتی نظم کتاب شریف مثنوی به درخواست او صورت گرفت اما قبل از آغاز نظم دفتر دوم زوجهٔ حسام الدین وفات یافت و مولانا هم پسر جوانش علاءالدین محمد را که سی و شش سال داشت از دست داد و از شدت تأثر به جنازهٔ او حاضر نشد. درست است که بین علاءالدین با پدر دراین ایّام اختلافاتی وجود داشت اما بدون شک این اختلافات مانع از تأثر شدید پدر در مرگ فرزند نشد. به این ترتیب مدت دو سال نظم مثنوی متوقف شد و در سال ۶۶۲ هجری قمری مجدداً آغاز شد."

پس چلبی اوغلو نوه مولانا نبوده بلکه دوست و همراه مولانا و هم عصر ایشون بوده

"ذکر چلبی در مثنوی معنوی بارها آمده‌است چنانکه مثنوی را به تعبیر شاعرانه حسامی نامه نیز خوانده‌است. حسام الدین نزد مولانا مقامی والا و عزیز داشت تا بدانجا که آورده‌اند: «روزی مولانا با جمع اصحاب به عیادت چلبی می‌رفت در میان محله سگی برابر آمد، کسی خواست او را برنجاند فرمود که سگ کوی چلبی را نشاید زدن.»

آن سگی را که بود در کوی او     ***  من به شیران کی دهم یک موی او

همچنین آورده‌اند که از حضرت خداوندگار (مولانا) سؤال کردند که از این سه خلیفه و نایب کدامین اختیار است؟ فرمود: مولانا شمس الدین به مثابت آفتاب است و شیخ صلاح الدین درمرتبهٔ ماه است و حسام الدین چلبی میانشان ستاره ایست روشن و رهنما."

وی در سال ۶۸۳ درگذشت. آرامگاه او در نزدیکی گنبد سلطانیه استان زنجان قرار دارد."

در ادامه ویکی پدیا به خاندان چلبی اشاره دارد و آورده شده که این خاندان از فرزندان ولد ( فرزند مولانا ) هستند
"حسام‌الدین چلپی شاگرد مولانا بوده اما خیلی‌ها این اشتباه را می‌کنند و فکر می‌کنند این شخص پسر مولانا بوده‌است. بعد از مولانا پسرش (بهاء ولد) به حسام‌الدین مقام چلپی و شیخیت را می‌دهند. همان طور بعد از حسام‌الدین به تمام فرزندان ذکور و پسر از نسل مولوی مقام چلپی اعطا شد و بعد از این که قانون شناسنامه و انتخاب نام فامیل صادر شد این افراد به اسم چلپی شناسنامه گرفتند. (گفتگو هم‌میهن با نواده مولوی)"

طی مطالعاتم به این نتیجه رسیدم بعد از حضرت مولانا ، چلبی اوغلو سر سلسله صوفیه می شه و بعد از ایشون بها ولد و بعد هم عارف چلبی و ... تا به امروز

اما بخوانیم از منبعی دیگر زندگی نامه مولانا

"پس از رحلت مولاناحسام‌الدین چلبی جا نشین وی گشت. حسام ا لدین در683 هجری در گذشت و سلطان ولد پسر مولانا با لقب چلبی جانشین وی گشت .سلطان ولدكه مردی دانشمد وعارفی متتبع بود تشكیلات درویشان مرید پدرش را نظم‌وترتیبی تازه دادوبارگاه مولانارامركزتعلییمات آن طایفه ساخت. پس ازمرگ ودر 710 هجری پسرش اولو عارف چلبی جانشین اوشد. پس ازوی درسال720هجری برادرش شمس‌الدین امیرعالم پیشوای‌دراویش مولویه گشت .وی درسال 734 هجری در گذشت."

"جلال الدین بلخی پسری داشته است به اسم بهاءالدین احمد معروف به سلطان ولد ، كه جانشین پدر شده و سلسله ارشاد وی را ادامه داده است. "

" شاگرد محبوب مولانا «چبلی حسام‌الدین» بود كه اسم واقعی او حسن بن محمد بن اخی ترك، است. مشارالیه در نتیجه‌ی مرگ خلیفه (صلاح‌الدین زركوب) كه بعد از تاریخ 657 هجری اتفاق افتاد به جای وی به جانشینی مولانا برگزیده شد "

چه شیر تو شیری شد حالا بیابید نوه مولانا را ، اگر فرض کنیم چلبی اوغلو همون حسام الدین چلبی باشه که اسم اصلیش حسن بن محمد بن اخی ترک باشه این بنده خدا در قونیه فوت کرده و گویی گذرش به دیار سلطانیه نیوفتاده!!!!! و نوه مولانا نیز نبوده بلکه دوست و همراه ایشان بوده و استاد نوه مولانا به نام عارف چلبی بوده.

 




طبقه بندی: عمومی،  گالری تصاویر،  ابهر ،  سایت گردی، 
برچسب ها: سین هشتم، سلطانیه، ابهر، جشنواره، مولانا، نوه مولانا، حسام الدین چلبی، چلبی اوغلو، عزیزخانی،
ارسال توسط عزیزخانی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 21 فروردین 1390
سلطانیه بعد از مرمت                         گنبد سلطانیه در حین مرمت

گنبد سلطانیه در اوایل قاجاریه

بقایایی گنبد سلطانیه بعد از زلزله های متعدد




طبقه بندی: گالری تصاویر، 
برچسب ها: سلطانیه، سین هشتم، گنبد سلطانیه، ابهر، جشنواره، soltanieh، dome،
ارسال توسط عزیزخانی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 18 فروردین 1390
گنبد سلطانیه در مورد علل احداث این بنا در تواریخ چنین آمده است :

اولجایتو پس از طرح سلطانیه تصمیم گرفت كه به تقلید از آرامگاه برادرش غازان خان ، آرامگاه رفیع و با شكوهی برای خود بسازد به همین جهت برای بر پایی این آرامگاه ، هنرمندان از هر سو به سلطانیه آمدند تا یكی از شاهكارهای عظیم دوره مغول را به عرصه ظهور برسانند

بنای گنبد سلطانیه در سال 702 ه ( به روایتی ) بر اساس طرح آرامگاه غازان خان كه آن نیز از بنای آرامگاه سلطان سنجر در ( مرو ) الهام گرفته ، ساخته شده بود با این تفاوت كه پلان آرامگاه سلطان سنجر مربع ،‌و پلان گنبد سلطانیه هشت ضلعی است . اگر چه تا حد زیادی معماری آرامگاه سلطان سنجر در بنای سلطانیه تاثیر گذاشته بود لیكن حیزهای ابتكاری در بنای اخیر بحدی است كه آنرا بصورت یكی از شاهكارهای هنر و معماری ایران در آورده است كه بعدها نمونه و الگوئی برای احداث تعداد زیادی از انبیه این دوره شد. همچنین معماری گنبد سلطانیه را شخصی به نام سید علی شاه انجام داده است .


ادامه مطلب
طبقه بندی: عمومی،  گالری تصاویر،  سایت گردی،  ابهر ، 
برچسب ها: سین هشتم، سلطانیه، ابهر، جشنواره، گنبد، عزیزخانی، azizkhani، soltanieh، sultanieh،
ارسال توسط عزیزخانی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 17 فروردین 1390
ارسال توسط عزیزخانی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 16 فروردین 1390
این پست نه شایسته  مردم سلطانیه است و نه حتی مسئولین سلطانیه چرا که تمام تصمیمات در رابطه با این گنبد عظیم از دفتر میراث جهانی سلطانیه گرفته می شود. ( برگرفته شده از خبرگزاری مهر)
مردم استان زنجان خاطره روز نصب آخرین کاشی مرمتی را به صورت نمادین توسط رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور بر بلندای سلطانیه نصب شد را از یاد نبرده اند اما امروز تنها با گذشت یکسال از زمان نصب این کاشی همچنان روند تخریب و نابودی گنبد به چشم می خورد.

مرمت پولکی گنبد عظیم سلطانیه

گنبد سلطانیه گرچه امروز به عنوان یک اثر تاریخی ثبت شده در میراث جهانی است اما آیا نحوه نگهداری و حراست از این اثر گران سنگ در حد یک اثر تاریخی ثبت شده در آثار تاریخی جهان است.
بی شک تلاش میراث فرهنگ استان زنجان در زمینه بازسازی گنبد سلطانیه قابل تقدیر است اما آیا لازم نبود با استفاده از کارشناسان مجربتر و مصالح و ابزار بهتر به شکل مطلوب تری از این نماد تاریخی نگهداری شود.
در حالیکه هنوز کمتر از یک سال از نصب آخرین کاشی گنبد سلطانیه به دست اسفندیار رحیم مشایی رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گذشته است، بعضی از کاشی های گنبد سلطانیه در حال ریزش هستند و در بسیاری از بخشها دو رنگی فاحشی به چشم می خورد و جا دارد که مسئولان میراث فرهنگی استان زنجان پاسخگوی علت آن باشند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: عمومی،  گالری تصاویر،  ابهر ،  سایت گردی، 
برچسب ها: سین هشتم، گنبد سلطانیه، ابهر، عزیزخانی، جشنواره، نوروز،
ارسال توسط عزیزخانی
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 13 فروردین 1390

Haftseen (Persian: "Haftseen/Haftsā") or the seven 'S's is a traditional table setting of Nowruz, the traditional Iranian spring celebration. Today the haft seen table includes seven specific items, all starting with the seen (Sā) in the Persian alphabet. Originally called Haftchin (Haftĉin), the Haft Seen has evolved over time, but has kept its symbolism. Traditionally, families[who?] attempt to set the most aesthetically appealing Haft Sîn table they can as an expression of traditional, spiritual, and social value, for visitors during Nowruz visitations. The Haft Seen items are:



ادامه مطلب
برچسب ها: سین هشتم، هفت سین، سلطانیه، نوروز، ابهر، عزیزخانی، جشنواره،
ارسال توسط عزیزخانی
(تعداد کل صفحات:7)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]  

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

شارژ ایرانسل

دانلود

قالب وبلاگ

اخبار سینما

خرید پستی

خرید اینترنتی